پلکانی 2bleachersواژههای مصوب فرهنگستانسکوهای بدون سقف و قابل حملی که برای آموزش عملی نظامی در محیط باز به کار رود
پلکانی خطنوردvehicle stepواژههای مصوب فرهنگستانفرورفتگی پلهای خطنورد در بخش پایین آن که برای جلوگیری از برخورد با سکو ایجاد میشود
ریسة پلکانیechelonواژههای مصوب فرهنگستانریسهای، ویژة جاده، که در آن دوچرخهسواران، برای مقابله با باد ناموافق با آرایش پلکانی و بهصورت نوبتی در باد یکدیگر میخوابند
صخرهبَروارهrock altarواژههای مصوب فرهنگستانصخرهای پلکانی که بر روی آن جای خاصی برای گذاشتن جام وجود دارد و در آن مجراهایی برای هدایت خون قربانی یا دیگر مایعات نثارشده تراشیده شده است
خَرَندگویش تهرانیطبقات پلکانی که در آن درخت میکارند،آجرچین دورباغچه،راه بین دو باغچه، جائی که کمی گودتر از سطح زمین است.