پلوکفرهنگ انتشارات معین(پَ وَ) (اِ.) 1 - تکیه گاه چوبین کنار بام ، محجر. 2 - پتک و چکش آهنگران ، مطراق .
پلوکلغتنامه دهخداپلوک . [ پ َ ل َ / لُو ] (اِ) غرفه و مخارجه و تالاری که بر بالاخانه سازند. (برهان قاطع). تالاری باشد که بر بام سازند و نشست گاه چوبین که فراز بام بود و مخرجه ٔ
پلوکسلغتنامه دهخداپلوکس . [ پ ُ ] (اِخ ) از سوفسطائیان یونان است که در مصر تقریباً در اواخر سلطنت آدریانوس متولد شد و در 58سالگی درگذشت .
پلوکسلغتنامه دهخداپلوکس . [ پ ُ ] (اِخ ) نام یکی از مورخان یونان است که در قرن چهارم یا پنجم م . میزیسته و پیرو دین مسیح بوده است . (از حواشی کتاب تمدن قدیم ترجمه ٔ فلسفی ).
پلوکسلغتنامه دهخداپلوکس . [ پ ُ ] (اِخ ) از سوفسطائیان یونان است که در مصر تقریباً در اواخر سلطنت آدریانوس متولد شد و در 58سالگی درگذشت .
پلوکسلغتنامه دهخداپلوکس . [ پ ُ ] (اِخ ) نام یکی از مورخان یونان است که در قرن چهارم یا پنجم م . میزیسته و پیرو دین مسیح بوده است . (از حواشی کتاب تمدن قدیم ترجمه ٔ فلسفی ).
پلیکراتلغتنامه دهخداپلیکرات . [ پ ُ ] (اِخ ) پلوکراتِس . جبار شهر شامس . در حدود 532 ق .م . اقتدار فراوان یافت چنانکه کبوجیه پادشاه ایران و آمازیس فرعون مصر با وی از در اتحاد درآمد
دیوسکورسلغتنامه دهخدادیوسکورس . [ ی ُ رِ ] (اِخ ) در زبان یونانی قدیم به معنی فرزندان ژوپیتر بود و این نام بر پلوکس و کاستر اطلاق می شد. (ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دکولانژ).