پلورلغتنامه دهخداپلور. [ پ ُ ] (اِخ ) نام قریه ای از دهستان بالالاریجان در مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد تألیف رابینو ص 114).
پلور محلهلغتنامه دهخداپلور محله . [ پ ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) نام قریه ای از دهستان میان سی در هزارجریب مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد تألیف رابینو ص 124).
پلورالیسمفرهنگ انتشارات معین(پُ) [ انگ . ] (اِ.) کثرت باوری ، نظریه ای که به لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعیت منافع آن ها باور دارد.
پلورودلغتنامه دهخداپلورود. [ پ ُ ] (اِخ ) رودی در دومیلی دوست کوه که از سمام کوه سرچشمه میگیرد. (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 18).
پلور محلهلغتنامه دهخداپلور محله . [ پ ُ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) نام قریه ای از دهستان میان سی در هزارجریب مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد تألیف رابینو ص 124).