پُلُنْگگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بقچه ، پارچه ای که با آن وسایل را میبندند و کاربردی چون کیف داشته است.
پلنگلغتنامه دهخداپلنگ . [ پ َ ل َ ] (اِ) جانوری است از رده ٔ پستانداران از راسته ٔ گوشتخواران جزو تیره ٔ گربه سانان با خالهای سیاه روی پوست و گونه های متعدد. گویند که دشمن شیر ا
یوزلغتنامه دهخدایوز.(اِ) جانوری شکاری کوچک تر از پلنگ که بدان مخصوصاً شکار آهو و مانند آن کنند. (ناظم الاطباء) (از برهان ).قضاع . اکشم . کشم . شکیمة. کثعم . (منتهی الارب ). جان
ددفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجانور درنده مانند شیر، پلنگ، و گرگ: ◻︎ نه هر آدمیزاده از دد بِه است / که دد زآدمیزادۀ بد بِه است (سعدی۲: ۶۲).