پلنگفرهنگ انتشارات معین(پَ لَ) (اِ.) جانوری از تیرة گربه سانان و گوشت خوار که روی پوست بدنش خال های سیاه بسیار وجود دارد و آن گونه های متعدد دارد.
پلنگگویش اصفهانی تکیه ای: peleng طاری: peleng طامه ای: pelang طرقی: peleng کشه ای: peleng نطنزی: peleng
پُلُنْگگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بقچه ، پارچه ای که با آن وسایل را میبندند و کاربردی چون کیف داشته است.
پلنگ درهلغتنامه دهخداپلنگ دره . [ پ َ ل َ دَ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان بهنام پازکی در بخش ورامین از شهرستان تهران . در 4هزارگزی شمال ورامین . دارای 210 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائ
پلنگ دژلغتنامه دهخداپلنگ دژ. [ پ َ ل َ دِ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های سقز کردستان که پیشتر عرب لنگ نامیده میشد. (از مجموعه ٔ لغات فرهنگستان ).
پلنگ بربریلغتنامه دهخداپلنگ بربری . [ پ َ ل َ گ ِ ب َ ب َ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) جنسی از پلنگ : پلنگی که خوانی همی بربری ازو چارصد پوست بد بر سری .فردوسی .
پلنگ کلارلغتنامه دهخداپلنگ کلار. [ پ َ ل َ ؟ ] (اِخ ) نام قریه ای در تنکابن مازندران . (مازندران و استرآباد رابینو ص 106).