پلانفرهنگ انتشارات معین(پِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - طرح ، نامه . 2 - تصویر افقی مجموعة ساختمانی زمین یا جزییات ساختمان . 3 - صحنه ای از یک فیلم که در یک نوبت و بدون قطع فیلم برداری شده است
پلانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نقشۀ کوچک افقی یک ساختمان که درآ« تمام جزئیات نشان داده میشود.۲. (هنر) در سینما، صحنۀ ساکن یا متحرکی که بدون قطع کردن و در یک نوبت فیلمبرداری میشود.۳. نقش
پلان سینالغتنامه دهخداپلان سینا. [ پْلا / پ ِ ] (اِخ ) نام زن پی زو، والی سوریه در عصر ژرمانیکوس واشک هیجدهم اردوان سوم . (ایران باستان ج 3 ص 2397).
پلانتاریومفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده(نجوم) بنای مخصوص دارای سقف گنبدی که در آنجا بهوسیلۀ دستگاههای خاص حرکات اجرام سماوی را نمایش میدهند؛ آسماننما.
پلان سینالغتنامه دهخداپلان سینا. [ پْلا / پ ِ ] (اِخ ) نام زن پی زو، والی سوریه در عصر ژرمانیکوس واشک هیجدهم اردوان سوم . (ایران باستان ج 3 ص 2397).