پشکملغتنامه دهخداپشکم . [ پ َ / پ ِک َ ] (اِ) بچکم . پچکم . ایوان و بارگاه : پدید آرد سخن در خلق عالم بیشی و کمّی چو فردا این سخن گویان برون آیند زین پشکم . ناصرخسرو.این جنبش بی
بشکمفرهنگ انتشارات معین(بَ یا بِ کَ) ( اِ.) = پشکم . پچکم : 1 - ایوان ، صفه . 2 - خانه تابستانی که اطراف آن پنجره و بادگیر داشته باشد.
پچکملغتنامه دهخداپچکم . [ پ ِ ک َ ] (اِ) پشکم . (جهانگیری ). خانه ٔ تابستانی . غرد. (فرهنگ اسدی نسخه ٔ نخجوانی ). خانه ٔ تابستانی که شبکه کرده باشند. (رشیدی ). بارگاه و ایوان و
بشکملغتنامه دهخدابشکم . [ ب َ / ب ِک َ ] (اِ) پشکم . بچکم . بیکم . خانه ٔ تابستانی . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). رجوع به شعوری ج 1 ورق 206 و پشکم و بچکم شود.
خرستونلغتنامه دهخداخرستون . [ خ َ س ُ ] (اِ مرکب ) ستون بزرگ . ستون عظیم : زین کار که کردی برون ز دستی بر خویشتن ای خرستون پشکم .ناصرخسرو.
کم آمدنلغتنامه دهخداکم آمدن . [ ک َ م َ دَ ] (مص مرکب ) کاسته شدن و اندک شدن و ناقص شدن و قطع شدن و ناتمام شدن . (ناظم الاطباء). اندک بودن . ناقص شدن . ناتمام بودن . (فرهنگ فارسی م