پشهواژهنامه آزادپشه در زبان سنگسری به معنی پدر است پٍ شهٍ ( پشه همان پاینده یا پاییدن یا کسی که از خانواده مراقبت میکند را کویند )
پشهفرهنگ انتشارات معین(پَ ش ِ یا شِّ) (اِ.) حشره ای از راستة دو بالان جزو ردة بندپاییان که دارای اقسام و گونه های متعدد است : آنوفل ، مالاریا، خاکی و مانند آن .
پشهگویش خلخالاَسکِستانی: punəš دِروی: puniš شالی: punaš کَجَلی: paša کَرنَقی: piniš کَرینی: pəniš کُلوری: punaš گیلَوانی: piniš لِردی: pinâš
پَشقَه پِرّونگویش بختیاریپشه پران، نوار یا تسمه پهنى که رشتههاى باریک نخى یا چرمى بسیار از آن آویزان است که به پیشانى اسب بندند تا با آن پشههاى نشسته بر صورتش را بپراند.