پسفرهنگ مترادف و متضاد۱. پشت، پی، ته، خلف، دنبال، ظهر، عقب، ورا ۲. آنگاه، بنابرین، درنتیجه، سپس، لذا ۳. بعد
پلیکسنلغتنامه دهخداپلیکسن . [ پ ُ س ِ ] (اِخ ) نام دختر پریام پادشاه مشهور تروا که در محاصره ٔتروا اسیر شد و اخیلوس شیفته ٔ جمال وی گردید و با موافقت دوستان و یاران میخواست که با