شید اﷲ ارکانهالغتنامه دهخداشید اﷲ ارکانها. [ ش َی ْ ی َ دَل ْ لا هَُ اَ ن َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خدا پایه های آن را استوار سازد (در موردی که مرجع مؤنث باشد) : پس بنده ٔ دولت قاهره
روان داشتنلغتنامه دهخداروان داشتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) روانه داشتن . فرستادن . ارسال کردن . روانه کردن : پس بنده بر سبیل فال این ناتمامی روان داشت امید زیارت دولت را... . (ذخیره ٔ
اشکنانلغتنامه دهخدااشکنان . [ اِ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش گاوبندی شهرستان لار و در خاور بخش واقع گردیده است . حد شمالی آن کلات مروزی و حد جنوبی آن کوه لاورخشت است . ه
پرویزلغتنامه دهخداپرویز. [ پ َرْ ] (اِخ ) لقب خسرو دوم بیست و سومین پادشاه ساسانی است . پرویز در اصل ابهرویز بمعنی پیروز و مظفر باشد. در ترجمه ٔ طبری بلعمی آمده است : «هرمز را پس
از آنکهلغتنامه دهخدااز آنکه . [ اَ ک ِ ] (حرف ربط مرکب ) زیرا که . بجهت آنکه . بعلت آنکه : و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آن