پستاندارفرهنگ انتشارات معین(پِ) (اِمر.) رده ای از جانوران مهره دار خون گرم اغلب دارای بدن پوشیده از پشم یا مو به ویژه دارای غده های پستانی در ماده ها و معمولاً بچه زا. ج . پستانداران .
پستاندارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادههر جاندار که بچه بزاید، بچۀ خود را شیر بدهد، خونگرم و دارای ستون فقرات باشد. مادۀ آنها در پستانها غدههایی دارند که شیر از آنها میتراود.
پستان دارلغتنامه دهخداپستان دار. [ پ ِ ] (نف مرکب ) (حیوان ...) جانوری که صاحب پستان است و بچه ٔ خود را بدان شیر دهد. پستانداران . دوده ٔ حیواناتی که بچه های خود را شیر دهند. ذوات ال
پستاندارانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تانداران میمون، عنتر (انتر)، بوزینه، شمپانزه، گوریل، بابون، اورانگوتان درندگان، بهایم، گربهسانان، گربه▼، شیر، ببر، پلنگ، یوزپلنگ، چیتا، پوما فی