پزواییفرهنگ انتشارات معین(پُ) (ص .) (عا.) 1 - سست و ضعیف به تن و به عقل و به فکر، بی حرکت و بی عمل ، سخت ضعیف . 2 - بی حمیت .
پزویلغتنامه دهخداپزوی . [ پ َزْ / پ َ ] (ص ) پژوی . فرمایه ترین مردمان را گویند و بعربی ارذل ناس خوانند. (برهان قاطع). و در فرهنگی بی نام پُزوی آمده است به ضم ّ پی و به فتح واو،
پزوائیلغتنامه دهخداپزوائی . [ پ ُزْ ] (ص ) پزوایی . (در تداول عوام ) سست . ضعیف به تن و بفکر و عقل . سخت ضعیف . بی حرکت و بی عمل . || بی حمیت .