پریسافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که جن و پری را تسخیر کند؛ پریافسای؛ پریبند؛ افسونگر.۲. (صفت) زیبا مانند پری.
پریسایلغتنامه دهخداپریسای . [ پ َ ] (نف مرکب ) مخفف پری افسای . کسی که افسون پری خواند. تسخیرکننده ٔ جن . افسونگر. پریخوان . پری بند. عزیمت خوان . عزائم کننده ٔ پری : گهی چو مرد پ