پریاختهفرهنگ انتشارات معین(پُ. تِ) (اِمر.) یک فرد از موجودات گیاهی یا جانوری که بدنش بیش از یک یاخته داشته باشد، جانور و گیاه پرسلولی .
پریاختهلغتنامه دهخداپریاخته . [ پ ُ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) موجوداتی که چند یاخته دارند. (از لغات فرهنگستان ).
پرداختهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اداشده، تادیهشده ۲. صاف، صیقلی ۳. فارغ ۴. آراسته، آماده، مزین، منظم، مهیا
پرداختهفرهنگ انتشارات معین(پَ تِ)(ص مف .) 1 - ادا شده . 2 - مهیا، آماده . 3 - به انجام رسیده . 4 - تهی ، خالی . 5 - زدوده ، پاک .
پرایاختهایparacyticواژههای مصوب فرهنگستانویژگی روزنة هوایی احاطهشده با یک یا چند یاختة کناری که موازی با محور طولی منفذ و یاختة نگهبان قرار گرفتهاند متـ . روناسی rubiaceous
جانورانAnimaliaواژههای مصوب فرهنگستانسلسلهای از اندامگانهای پُریاخته که از رویان تکوین مییابند متـ . پُریاختگان Metazoa
هوهستهایهاEucaryotae/ Eukaryotaeواژههای مصوب فرهنگستانسلسلۀ جانداران تکیاختهای و پُریاختهای که یاختههای آنها هستۀ واقعی و غشا دارد
ژنشناسی تکوینیdevelopmental geneticsواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از ژنشناسی/ژنتیکی که به مطالعة تغییر و تحول موجود پُریاخته میپردازد متـ . ژنتیک تکوینی
رویاندارانEmbryophytesواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ گیاهان خشکیزی یا آبزی با اجداد خشکیزی که توانایی تولید رویان پریاخته دارند
متازوئرلغتنامه دهخدامتازوئر. [ م ِ زُ ءِ ] (فرانسوی ، ص ، اِ) جانور پریاخته . جانوری که ساختمان بدنش ، بیشتر از یک سلول داشته باشد. جانور پرسلولی . (فرهنگ فارسی معین ). حیوانات پرس