پرکاملغتنامه دهخداپرکام . [ پ ُ ] (اِ) زهدان . بچه دان . (برهان ). بوکان . (جهانگیری ). بوکام . (رشیدی ). و صاحب فرهنگ رشیدی گوید: بخاطر میرسد که این لفظ بوکام به بای موحده و واو
پرکامبرینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدوران پیش از دوران اول زمینشناسی که بهواسطۀ تشکیل قدیمیترین سنگها مشخص میشود.
کمربند سنگ سبزgreenstone beltواژههای مصوب فرهنگستانناحیۀ کمربندمانندی در سپرهای پرکامبرین که ویژگی آن وفور سنگهای سبز است
آرکئوزوئیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاولین دوره از دوران زمینشناسی پرکامبرین که آثار حیات در آن دیده نشده است.