پرپروکواژهنامه آزادperperook پروانه، شاپرک perperook پروانه (اصفهان، روستای هاردنگ) پَرپَروک، پَرپَرَک، پَرپَرو؛ شاپرک.
پُرچروکrugose, rough, wrinkledواژههای مصوب فرهنگستانویژگی برگی با رگبندی مشبک خیلی برجسته در هر دو طرف برگ
پرپروشانلغتنامه دهخداپرپروشان . [ پ َ پ َ] (ص ) اصل این کلمه را که بچندین صورت در لغت نامه هاآورده اند معمولاً برروشنان حدس میزده اند ولی بر مسکوکی که در صدر اسلام (673-692 م .) در
پرپروشانلغتنامه دهخداپرپروشان . [ پ َ پ َ] (ص ) اصل این کلمه را که بچندین صورت در لغت نامه هاآورده اند معمولاً برروشنان حدس میزده اند ولی بر مسکوکی که در صدر اسلام (673-692 م .) در
رژیم نئاندرتالیNeanderthin dietواژههای مصوب فرهنگستانرژیم غذایی پرپروتئین و کمکربوهیدرات شبیه به غذایی که اجداد درحالتکامل انسان از حدود یکمیلیون سال تا حدود دههزار سال پیش مصرف میکردند