پروپاگانداواژهنامه آزادتبلیغ، تبلیغات، رواج دادن ایده، گسترانیدن اندیشه، اندیشه ورزی، اندیشه زایی، اندیش آوری یا اندیشه آوری، نوپروری اندیشه، گسترش اندیشه، راه و روشی که به آگاهی همگا
پروپاگاندفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ فر. ] ( اِ.) 1 - تبلیغ برای فروش جنس . 2 - هر نوع کوشش برای انتشار و ترویج مرام و مسلکی .
تبلیغفرهنگ مترادف و متضاد۱. آگهی، ابلاغ، اشاعه، پروپاگاند، ترویج ۲. ابلاغ کردن، رسانیدن ۳. اشاعه دادن، ترویج کردن