پروندلغتنامه دهخداپروند. [ پ َرْ وَ ] (اِ) گلابی . کمثری . امرود. مرود : گل پروند دسته بسته بودمست [ شاید: مشک ] در دیده ٔ خجسته نگر.عماره .
پِرُونْدَنگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پرواز دادن چیزی ، همچنین در گویش گنابادی کنایه از حرف چرت و بیهوده زدن است.