پرونلغتنامه دهخداپرون . [ پ َ وَ ] (اِ) مخفف پروان . چرخ ابریشم تابی که بپای گردانند و پروان به اضافه ٔ الف نیز گویند : از تفاخر چو کرم پیله سپهرتار مهرش کشیده بر پرون . ابوالفر
پرونلغتنامه دهخداپرون . [ پ ِ ] (اِخ ) نام آلهه رعد نزد اسلاوهای قدیم و بتی بزرگ بنام او در کیف بوده است و ولادیمیر آنرا بشکست . (قاموس الاعلام ترکی ).
پرون جاواژهنامه آزادمحفظه ای کشویی برای نگه داری پرونده ها، پرون جا از ادغام دو واژه ی «پرونده» و «جا» ساخته شده است. معادل کلمه فایل در انگلیسی
پِرُونْدَنگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پرواز دادن چیزی ، همچنین در گویش گنابادی کنایه از حرف چرت و بیهوده زدن است.
پرون جاواژهنامه آزادمحفظه ای کشویی برای نگه داری پرونده ها، پرون جا از ادغام دو واژه ی «پرونده» و «جا» ساخته شده است. معادل کلمه فایل در انگلیسی