پروشلغتنامه دهخداپروش . [ پ َ ] (اِ) جوششی که از اعضای مردم برآید و آنرا به عربی بَثر یا بَثَر گویند.
پروشاواژهنامه آزادقوانین حاکم بر جهان وقتی انسان در شکل غیر مادی خود برای تعلم به عوالم درون(طبقات بالا) سفر میکند توسط این روح مقدس و برجسته راهنمایی خواهد شد.میتوان porusha را
پروشاتفرهنگ نامها(تلفظ: porušāt) [= پروشاتو ، در پارسی باستان puršātu به معنی پُرشاد ، در یونانی prysates] (در اعلام) ملکهی ایران ، زن داریوش دوم و دختر اردشیر اول هخامنشی (درا
پروشاتفرهنگ نامها(تلفظ: porušāt) [= پروشاتو ، در پارسی باستان puršātu به معنی پُرشاد ، در یونانی prysates] (در اعلام) ملکهی ایران ، زن داریوش دوم و دختر اردشیر اول هخامنشی (درا
پروشاتلغتنامه دهخداپروشات . [پ ُ ] (اِخ ) نام دختر اردشیر سوم (اُخس ) هخامنشی و آتس سا. او زن اسکندر شد .