925 مدخل
(پهلوی) پَروَستِش؛ محاصره.
ستایش، طاعت، عبادت، عبودیت، نیایش
پرستشکده، عبادتگاه، معبد
پرستنده، عابد، مترهب، متعبد
adoration, worship
worshipful
پرستش، ترکه، میرای، ارثی که بنا بوصیت رسیده
پروستا
پروستاتوسيستوتومی
پرستش
پروستومیا