پروردگارفرهنگ مترادف و متضادآفریدگار، الله، ایزد، جانآفرین، خدا، دادار، رب، کردگار، یزدان ≠ بنده، عبد
پروردگارلغتنامه دهخداپروردگار. [ پ َرْ وَ دْ / دَ / دِ ] (ص مرکب ) پرورنده . پرورش دهنده . مربی . تربیت کننده . مُرَشِّح . تیمارکننده . معلم : پیران را دید که پروردگار کیخسرو بود. (
پروردگارفرهنگ انتشارات معین(پَ وَ دِ) (ص فا.) 1 - پرورش دهنده . 2 - پ ادشاه . 3 - یکی از نام های خداوند.
پروردگارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از نامهای باریتعالی.۲. (صفت) [قدیمی] تربیتکننده؛ مربی.۳. (صفت) [قدیمی] پرورشدهنده؛ پرورنده.