پروتزفرهنگ انتشارات معین(پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) ~هر نوع وسیلة مصنوعی جانشین برای جبران نقص عضو، حفظ زیبایی یا هر دو. مانند دندان ، چشم یا پای مصنوعی .
پروتزیلاسلغتنامه دهخداپروتزیلاس . [ پْرُ / پ ِ رُ ت ِ ] (اِخ ) مردی که ارتاایک تس حاکم شهر سیس تُس او را نزدخشیارشا متهم کرد که با سلاح بخاک شاهنشاه تجاوز کرده و بر اثر سخنان او شاه
پروتزیلاسلغتنامه دهخداپروتزیلاس . [ پْرُ / پ ِ رُ ت ِ ] (اِخ ) پهلوان داستانی یونان در جنگ تروا و پادشاه فیلاکه . او اول جنگجوست که با پیش گوئی اُراکل مبنی براینکه «اول کس که پای بر