پُرْجُوْشگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی زیاد تر از زمان لازم برای پخت پخته شده ، غم و اندوه زیاد ، عصبی ، جوش های زیاد در صورت
مرضفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبیماری؛ ناخوشی. مرض قند: (پزشکی) بیماری حاصل از کم شدن ترشح انسولین از لوزالمعده که منجر به افزایش قند خون و دفع آن از طریق ادرار میشود و پرخوری، پرنوشی، و افز
نوشینلغتنامه دهخدانوشین . (ص نسبی ) منسوب به نوش که به معنی شهد باشد. (غیاث اللغات ). شیرین . (غیاث اللغات ) (برهان قاطع). آلوده به نوش . از نوش . (یادداشت مؤلف ). پرنوش . پر از
جهانگیریلغتنامه دهخداجهانگیری .[ ج َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز است . این دهستان در شمال بخش مسجدسلیمان واقع گردیده و یکی از شعب رودخانه ٔ کارون از و
شکرخندهلغتنامه دهخداشکرخنده . [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ خ َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) شکرخند. (ناظم الاطباء). به معنی شکرخند است که تبسم باشد. (برهان ). تبسم دلپسند را گویند. (انجمن آرا).
نوشلغتنامه دهخدانوش . (اِمص ) نوشیدن . (رشیدی ) (اوبهی ) (برهان قاطع) (جهانگیری )(آنندراج ) (انجمن آرا). آشامیدن . (برهان قاطع) (جهانگیری ). عمل نوشیدن . (فرهنگ فارسی معین ). ا