پرنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) = پروین: ◻︎ متفرق بنات نعش از هم / به هم اندر خزیده نجم پرن (مسعودسعد: ۳۳۳).۲. = پرنیان
پرندفرهنگ نامها(تلفظ: parand) (= پرن ، پروین) (در قدیم) نوعی پارچهی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار ، حریر ساده ؛ (در گیاهی) گروهی از گیاهان درختچهای از خانواده علف هفت بند
پرندختفرهنگ نامها(تلفظ: paran doxt) (پَرَن + دخت = دختر) ، دختری که مثل پرن زیبا و لطیف است ؛ (به مجاز) زیبارو.