پرمشقتفرهنگ مترادف و متضادپرتعب، پردردسر، پررنج، تحملگداز، توانسوز، توانفرسا، شاق، طاقتفرسا، نفسگیر ≠ بیدردسر، راحت
شُّقَّةُفرهنگ واژگان قرآنپرمشقّت و سختي (در عبارت "وَلَـکِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ ﭐلشُّقَّةُ "منظور ،راه طولاني و پرمشقت تا ميدان نبرد تبوک مي باشد)
تکلیفاتلغتنامه دهخداتکلیفات . [ ت َ ] (ع اِ) در تداول ، تکالیف و کارهای پرمشقت و سختیها و دشواریها ورنجها و اذیتها و ستمها و عذابها. (ناظم الاطباء).- تکلیفات شرعیه ؛ واجبات و کاره