پرملغتنامه دهخداپرم . [ پ ِ ] (اِخ ) بلده ای بناحیه ٔ اورال از کشور روسیه ، بر ساحل کاما دارای 120000 تن سکنه .
پرمایهفرهنگ مترادف و متضاد۱. باسواد، بامعلومات، خردمند، دانشمند، عالم ۲. ثروتمند، دارا، غنی، متمول ۳. غلیظ، ≠ کممایه
پرمیالغتنامه دهخداپرمیا. [ پ ِ ] (اِخ ) پیارمی . نام ناحیه ٔ قدیم واقع در شمال شرقی روسیه ٔ اروپا که از سواحل کاما تا سواحل دوینای شمال کشیده شده به فنلاند منتهی شود و آن شامل نو
شُّقَّةُفرهنگ واژگان قرآنپرمشقّت و سختي (در عبارت "وَلَـکِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ ﭐلشُّقَّةُ "منظور ،راه طولاني و پرمشقت تا ميدان نبرد تبوک مي باشد)