دکلمهdeclamation, declaim 1واژههای مصوب فرهنگستان1. نوعی بیان پرطمطراق و آهنگین در اجرای بعضی قطعات نمایشی 2. قطعهای مستقل که یک نفر آن را به شیوۀ اغراقآمیز اجرا میکند و معمولاً بهصورت مسجع و منظوم است
پرآب و تابلغتنامه دهخداپرآب و تاب . [ ب ُ ] (ص مرکب ) پرطنطنه . پرطمطراق . به تفصیل . با اوصاف بسیار.
دکلاماسیونلغتنامه دهخدادکلاماسیون . [ دِ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) روش اجرا کردن «دکلامه » در هنر. بکار بردن جملات پرطمطراق و باشکوه . (از لاروس ). از بر خواندن قطعه ای با آواز بلند و با