پرسیسلغتنامه دهخداپرسیس . [ ] (اِخ ) زنی مسیحیه ، از ساکنان روم که پولس او را سلام میفرستد. (قاموس کتاب مقدس ).
پرسلغتنامه دهخداپرس . [ پ ِ ] (اِخ ) نام ایران در بعض زبانهای اروپائی و آن از نام پارسه ٔ عهد هخامنشی مأخوذ است . نام پارس در کتیبه های داریوش : پارسه و در تاریخ هرُدوت «پرسر»
گل پیرترلغتنامه دهخداگل پیرتر. [ گ ُ ل ِ رِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چندین پیرتر یا بابونه گاوی یافت میشود که گل آنرا بشکل گرد به کار میبرند. دارای یک جسم مؤثر بنام پیرترین و یک
ایرانلغتنامه دهخداایران . (اِخ ) پهلوی ، «اِران » . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز