پرسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآردی که موقع زواله کردن خمیر بر آن بپاشند تا به جایی نچسبد: ◻︎ نمک گشت چون سرکه رویش سیاه / خمیرش ز پرسم به سر ریخت کاه (بسحاق اطعمه: مجمعالفرس: پرسم).
پرسملغتنامه دهخداپرسم . [ پ َ س ُ ] (اِ) آردی را گویند که بر خمیر پاشند تا برجای نچسبد. (برهان ).آرد خشکی که بر رغیف نان پاشند. اوروا : نمک گشت چون سرکه رویش سیاه خمیرش ز پرسم ب
پرسمانواژهنامه آزادبحث و گفتگو ، پرسش و پاسخ، مسئله. پرسش و پاسخ دو سویه.پرسیدن از کسی که شنونده است porsemaan ؛ نظرسنجی به ویژه از طریق تلفن همراه یا سایت های اینترنتی. درپرسمان
زیرپرسمانsubquery, inner queryواژههای مصوب فرهنگستانپرسمانی در درون یک پرسمان یا در ذیل یک پرسمان دیگر
روال ذخیرهشدهstored procedure, SPواژههای مصوب فرهنگستانکد زبان پرسمان ساختیافتة (زپسا) آمادهشده که میتوان آن را ذخیره و بارها از آن استفاده کرد