پرسش که ـ چهدارwh-questionواژههای مصوب فرهنگستانیکی از انواع جملههای پرسشی که با پرسشواژه ساخته میشود
پرسشفرهنگ مترادف و متضاداستخبار، استطلاع، استعلام، استفسار، استفهام، اقتراح، بازجویی، بازخواست، سوال، سراغ، مواخذه ≠ پاسخ، جواب
پرسشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود سوأل▼، سراغ، استفسار، استفتا، پرسوجو، تحقیق، تجسس، بازجویی▼، امتحان▼ نظرخواهی، استعلام تفحص، آزمایش کاوش، تحقیق، کنجکاوی بازخواست،
پرسشفرهنگ انتشارات معین(پُ س ِ) [ په . ] (اِمص .)1 - پرسیدن . 2 - پژوهش ، تحقیق . 3 - احوال پرسی . 4 - بازخواست ، مؤاخذه .
آزمون تورینگTuring test, imitation gameواژههای مصوب فرهنگستانآزمونی تعیینکننده برای پاسخگویی به این پرسش که آیا رایانه قادر به اندیشیدن مانند انسان است یا خیر
مطلبلغتنامه دهخدامطلب .[ م َ ل َ ] (ع اِ) ج ، مطالب . بازجست . مقصد. مسئله ازعلم . (از اقرب الموارد). جای طلب . (غیاث ) (آنندراج ). مقصد. مراد. مقصود. منظور. جستار. مطلوب . مسئل
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن حاتم ابونصر باهلی ، صاحب اصمعی . او از اصمعی کتب وی را روایت کرده است و ابوالعباس محمدبن احمد القمری الاسکافی النّحوی گوید که ابونصر
درلغتنامه دهخدادر. [ دَ ] (حرف اضافه ) ظرفیت را رساند خواه ظرفیت مکانی و خواه زمانی ، و آن یا حسی و واقعی است و یا فرضی و عقلی . کلمه ٔ ارتباطست به معنی درون ، میان ، در میان
پرسشلغتنامه دهخداپرسش . [ پ ُ س ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از پرسیدن . عمل پرسیدن . سؤال . مسألت . مَسألَه . اقتراح . استفسار. پژوهش . استعلام . استخبار. استطلاع . تحقیق : بپرسش یک