34 مدخل
inquisitor, interrogator, questioner, quizzer
interrogatory
پرستنده، عابد، مترهب، متعبد
jumper
پرسشگاه . [ پ ُ س ِ ] (اِ مرکب ) جای پرسش .
(پَ رَ تِ گَ) (ص فا.) 1 - عابد. 2 - چاکر، خادم .
پرسشگر
پرسان، پرسشگر، پرسنده، جویا، متفحص
پرسا، پرسشگر، پرسنده، جویا، جوینده، جستجوگر، کاوشگر، تفحصکننده
سوالکنندگان، پرسشگر
(تلفظ: porsā) پرسنده ، جستجوگر ، پرسشگر.