پرستشواژهنامه آزاداز پیشوند "پر" به معنای پیرا و دور و پسوند"استادن"است.که روی هم دور و اطراف چیزی ایستادن میباشد. معنای دوم، پرستش به معنای نگه داشتن و مراقبت کردن است و مصدر اس
پرستشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ش، سبحان، تحسین، اخلاص، عبودیت، طاعت، عبادت، نیایش، نماز▼، بیعت، احترام، اکرام، تکریم، عشقورزی، تقوا خلسه، ذکر، تسبیح روش نیایش، رازونیاز، مناجات،
پرستشفرهنگ انتشارات معین(پَ رَ تِ) (اِمص .) 1 - ستایش ، نیایش . 2 - پرستاری ، خدمت . 3 - بیمارداری . 4 - عمل یا رفتاری که نشانة بندگی ، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت .