پرستاریفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شغل و عمل پرستار.۲. مراقبت کردن از شخصی که توانایی انجام کارهای روزمرۀ خود را ندارد.
پرستاریلغتنامه دهخداپرستاری . [ پ َ رَ ] (حامص ) تیمار. خدمت . حضانت . تیمارداری . زواری : زهد در دنیاو پرستاری اولی القربی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). || بیمارداری . بیماروانی . بیم
مراقبتهای بستریinpatient careواژههای مصوب فرهنگستانمراقبتهای پزشکی و پرستاری ارائهشده به بیماری که یک شب یا بیشتر در بیمارستان یا آسایشگاه بستری شده باشد
مراقبتهای سلامت در منزلhome health careواژههای مصوب فرهنگستانارائۀ خدمات مراقبت پزشکی و پرستاری و حمایتی مورد نیاز فرد در محل اقامت او
درمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن، علاج، شفا، چاره، مداوا، معالجه، تیمار، دفع، رفع امداد، کمک پرستاری، تیمار خواص دارویی ◄ دارو▼ طبابت، معاینه، ویزیت، تجویز، هنر پزشکی▼ بهبو
تهرانلغتنامه دهخداتهران . [ ت ِ ] (اِخ ) طهران .مرکز استان مرکزی و پایتخت کشور ایران است . استان تهران یا استان مرکزی که در مهرماه 1326 هَ . ش . تأسیس گردید هم اکنون شامل شهرهای
شیر و خورشید سرخلغتنامه دهخداشیر و خورشید سرخ . [ رُ خوَرْ / خُرْ دِ س ُ ](اِخ ) سازمانی خیریه در ایران قبل از انقلاب اسلامی ، وابسته به صلیب سرخ جهانی که بجای علامت صلیب نشان شیر و خورشید