پرستافرهنگ نامها(تلفظ: parastā) (مخفف واژه پرستار) ، پرستار ، خدمتکار ؛ فرمانبردار و مطیع ، زن و زوجه ی بیمار دار.
پرستالغتنامه دهخداپرستا. [ پ َ رَ ] (نف ) مخفف پرستاربمعنی عبد و اَمه . (نقل از مجمع شعوری ج 1 ص 223).
nursesدیکشنری انگلیسی به فارسیپرستاران، پرستار، دایه، مهد، پرورشگاه، مرهم گذار، پروراندن، پرستاری کردن، شیر خوردن، باصرفه جویی یا دقت بکار بردن