پردیسلغتنامه دهخداپردیس . [ پ َرَ دَ ] (اِ) لغتی است مأخوذ از زبان مادی (پارادئزا) بمعنی باغ و بستان . و از همین لغت است پالیز فارسی و فردوسی (معرّب ) . کزنفون گوید: «در هر جا،
پردیس،پارکpark2واژههای مصوب فرهنگستانعرصهای با پوشش گیاهی طبیعی یا نیمهطبیعی یا مصنوع که برای تفریح و تفرج و نیز مقاصد ویژه و متنوع مهیا میشود
پردیس اقامتیtouring parkواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای با تسهیلات بهداشتی مشترک و احتمالاً امکانات پذیرایی و سرگرمی و ورزشی و فروشگاه و دارای انواع واحدهای اقامتی یا فضای مناسب برای استقرار یا برپا کردن آن
پردیس آبی،پارک آبیwater parkواژههای مصوب فرهنگستانپردیسی وسیع شامل چندین استخر متفاوت همراه با تجهیزات تفریحی و ورزشی متناسب با فعالیتهای گوناگون برای شناگران و بازدیدکنندگان
پردیس بدن انسان،پارک بدن انسان، پردیس بدن، پارک بدنhuman parkواژههای مصوب فرهنگستانپارکی که در آن کودکان و والدین آنها با بدن انسان و اندامهای بدن بهصورت سهبعدی آشنا میشوند
mindsدیکشنری انگلیسی به فارسیذهنها، ذهن، خاطر، عقل، خیال، ضمیر، خرد، سامان، مشعر، یاداوری کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، تصمیم داشتن، بخاطر آوردن، ذکر
پردیس گردشگریholiday parkواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پردیس یا پارک که در آن مردم تعطیلات خود را در واحدهای اقامتی متنوع موجود در آن سپری میکنند متـ . پارک گردشگری
پردیس آبی،پارک آبیwater parkواژههای مصوب فرهنگستانپردیسی وسیع شامل چندین استخر متفاوت همراه با تجهیزات تفریحی و ورزشی متناسب با فعالیتهای گوناگون برای شناگران و بازدیدکنندگان
پردیس تندیس،پارک تندیسsculpture park,sculpture gardenواژههای مصوب فرهنگستانپردیسی که در آن مجسمههای مختلف را در محیطی خوشمنظره به نمایش میگذارند
پردیس جادهکنار،پارک جادهکنارroadside parkواژههای مصوب فرهنگستانپردیسی در کنار جاده، غالباً در فضایی روستایی، برای استراحت و تفریح گردشگران و مسافران