پردۀ گوشtympanic membrane, eardrum, tympanumواژههای مصوب فرهنگستانپردۀ نازکی بین مجرای گوش و حفرۀ صماخی متـ . پردۀ صماخ
پانورامافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپردۀ نقاشی که در ساختمانی که سقف مدور دارد به دور دیوار سقف بچسبانند چنانکه هرکس در آنجا بایستد گمان کند که افق را در اطراف خود میبیند.
پیلهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپردۀ نازکی که کرم ابریشم از لعاب دهن خود به دور خود میتند و در میان آن محصور میشود. پیلهها را به ترتیب مخصوصی گرم میکنند و میریسند تا ابریشم به دست آید.
تجیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپردۀ بزرگ و ضخیم که در وسط حیاط یا اتاق برپا کنند تا قسمتی از آن از قسمت دیگر جدا شود.