گران دخللغتنامه دهخداگران دخل . [ گ ِ دَ ] (ص مرکب ) پردرآمد. دارنده . پربهره : کیست که از بخشش تو نیست گران دخل کیست که از منت تو نیست گرانبار.فرخی .
مالیات تصاعدیprogressive taxواژههای مصوب فرهنگستاننقطة مقابل مالیات تنازلی، نوعی نظام مالیاتی که موجب میشود افراد پردرآمد در مقایسه با افراد کمدرآمد درصد بیشتری از درآمد خود را بابت مالیات پرداخت کنند
مالیات کالای تجملیluxury taxواژههای مصوب فرهنگستانمالیات غیرمستقیم که بر کالاهای تجملی، که نوعاً افراد پردرآمد مصرف میکنند، وضع میشود
میدان گشادنلغتنامه دهخدامیدان گشادن . [ م َ / م ِ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) فضا و جا باز کردن : رقص میدان گشاد و دایره بست پردرآمد به پای و پویه به دست .نظامی (هفت پیکر ص 124).