۱. درشتی و تندی از روی خشم؛ عتاب: ◻︎ چو پرخاش بینی تحمل بیار / که سهلی ببندد در کارزار (سعدی: ۱۲۳).
۲. [قدیمی] جنگوجدال؛ کارزار؛ پیکار.
〈 پرخاش کردن: (مصدر لازم)
۱. درشتی کردن؛ تندی کردن.
۲. سخن درشت گفتن.
۳. [قدیمی] پیکار کردن.
۱. تشر، توپوتشر، درشتی، عتاب، معاتبه، واخواهی
۲. پیکار، جنگ، ستیزه، غزا، کارزار، محاربه، نبرد، نزاع ≠ نوازش
exclamation, flounce, fulmination, protest, snap, snarl