پرتگاهگویش خلخالاَسکِستانی: bargən دِروی: bargən شالی: bargən کَجَلی: öčorem کَرنَقی: sajan/ katəla کَرینی: silderem کُلوری: igən گیلَوانی: sejan لِردی: katəla/ bargən
bluffدیکشنری انگلیسی به فارسیبلف، پرتگاه، سرازیری کنار رودخانه وغیره، توپ، چاخان، قمپز، فریب، توپ زدن، حریف را از میدان در کردن، سراشیب
bluffsدیکشنری انگلیسی به فارسیبلوف، پرتگاه، سرازیری کنار رودخانه وغیره، توپ، چاخان، قمپز، فریب، توپ زدن، حریف را از میدان در کردن
خرم رودلغتنامه دهخداخرم رود. [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) یکی ازدهستانهای سه گانه ٔ شهرستان تویسرکان . این دهستان درشمال شهرستان واقع و محدود است از طرف شمال به بخش اسدآباد شهرستان ، از جنو
گاهلغتنامه دهخداگاه . (اِ) عصر. دوره . زمان : و از خلق نخست که را آفرید از گاه آدم تا این زمانه . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).چنین تا بگاه سکندر رسیدز شاهان هر آنکس که آن تخت دید. فر
گاوبازهلغتنامه دهخداگاوبازه . [ زِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه ٔ شهرستان بیجار است . این دهستان در جنوب خاوری شهرستان واقع، محدود است از طرف شمال و باختر به دهستان پیرتاج