پرتگالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی شراب پرتغالی: ◻︎ حریف آن مسیحا مشربم کز ساغر عشرت / به ترسا زادهای نوشد شراب پرتگالی را (فیضی: لغتنامه: ترسازاده).
پرتگالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی شراب پرتغالی: ◻︎ حریف آن مسیحا مشربم کز ساغر عشرت / به ترسا زادهای نوشد شراب پرتگالی را (فیضی: لغتنامه: ترسازاده).
پرتکاللغتنامه دهخداپرتکال . [ پ ُ ت ُ ] (اِخ ) کشور پرتقال . کشور پرتگال .پرتگیس . رجوع به پرتقال (کشور...) شود. || شراب معروف کشور پرتقال که نوعی می پخته و به پرتو معروف است : می
پرتغالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از مردم پرتغال.۲. تهیهشده در پرتغال.۳. (اسم) زبانی از شاخۀ زبانهای رومیایی (لاتین) که در پرتغال و برزیل بدان سخن میگویند.۴. = پرتگالی
ترسازادهلغتنامه دهخداترسازاده . [ ت َ دَ / دِ ](ص مرکب ، اِ مرکب ) ترسابچه . (آنندراج ) : حریف آن مسیحامشربم کز ساغر عشرت به ترسازاده ای نوشد شراب پرتگالی را. فیضی (از آنندراج ).و ر
جام دادنلغتنامه دهخداجام دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) پیاله دادن . قدح دادن : فرنگی صفت جام عالی بده اگر میدهی پرتگالی بده .عالی شیرازی (از ارمغان آصفی ).