پرتویradiatusواژههای مصوب فرهنگستانابری با نوارهای پهن موازی که به نظر میآید به سوی نقطه یا نقطههایی بر روی افق (نقطه/ نقطههای تابش) میل میکنند؛ این اصطلاح عمدتاًً همراه با ابرهای پرسا و فراز
پرتویاختهایactinocyticواژههای مصوب فرهنگستانویژگی روزنة هوایی بالغی که یاختههای کناری کمابیش کشیدة شعاعی آن را احاطه میکنند
پدافند پرتویradiological defenseواژههای مصوب فرهنگستانپدافندی در برابر خطرات مربوط به تابش ناشی از جنگافزارهای هستهای یا پرتوی
جنگ پرتویdirected-energy warfareواژههای مصوب فرهنگستاناقدامی نظامی با استفاده از سلاحها و دستگاهها و اقدامات حفاظتی برای صدمه زدن به تجهیزات و تأسیسات و کارکنان دشمن و نابودی آنها یا جلوگیری از استفادۀ دشمن از ط
پرتوِ اصلیprincipal ray 1واژههای مصوب فرهنگستانپرتوی از یک باریکۀ مایل که از مرکز مردمک ورودی میگذرد