تاریخگذاری پرتوکربنیradiocarbon datingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش تاریخگذاری پرتوسنجشی که در آن قدمت ترکیبات کربنی معدنی شامل چوب، بقایای گیاهی، پشم، زغال، استخوان و بقایای کلسیم کربنی را تا پنجاههزار سال قبل تعیین
نوساننمای پرتوکاتدیcathode-ray oscilloscopeواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که با استفاده از لامپ پرتوکاتدی علامتهای الکتریکی را نشان میدهد
پرتولغتنامه دهخداپرتو. [ پ َ ت َ / تُو ] (اِ) شعاع . (برهان ) (زمخشری ). روشنائی . (برهان ). ضوء. (زمخشری ). تاب . سنا. (دهار). روشنی . نور. ضیاء. تابش . فروغ . (برهان ) (غیاث ا