پرتقاللغتنامه دهخداپرتقال . [ پ ُ ت ُ ] (اِخ ) (کشور...) نام قدیم آن لوزی تانی و یکی از کشورهای جنوبی اروپاست و در مغرب شبه جزیره ٔ ایبری واقع است و سرحدات آن از مشرق و شمال اسپان
پرتقالفرهنگ انتشارات معین(پُ تِ) ( اِ.) درختی است از تیرة مرکبات ویژة مناطق مرطوب . میوة آن کروی ، آبدار، شیرین و سرشار از ویتامین ث می باشد و دارای پوست نارنجی است .
پرتقالگویش خلخالاَسکِستانی: partəxâl دِروی: partəxâl شالی: pardəxâl کَجَلی: parteqâl کَرنَقی: portəxâl کَرینی: partəqâl کُلوری: partəqâl گیلَوانی: pardaxâl لِردی: partəxâl
پرتغالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از مردم پرتغال.۲. تهیهشده در پرتغال.۳. (اسم) زبانی از شاخۀ زبانهای رومیایی (لاتین) که در پرتغال و برزیل بدان سخن میگویند.۴. = پرتگالی
گینه ٔ پرتغاللغتنامه دهخداگینه ٔ پرتغال . [ن ِ ی ِ پ ُ ت ُ ] (اِخ ) نام سرزمینی است که در غرب افریقا و جنوب سنگال و در شرق و جنوب شرقی گینه ٔ فرانسه و در مغرب محیط آتلانتیک قرار گرفته اس
پرتغالیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از مردم پرتغال.۲. تهیهشده در پرتغال.۳. (اسم) زبانی از شاخۀ زبانهای رومیایی (لاتین) که در پرتغال و برزیل بدان سخن میگویند.۴. = پرتگالی