لامینرلغتنامه دهخدالامینر. [ ن ِ] (اِ) جُلبکهائی در دریای شمال بنام لامیناریا پراکنده است که به سنگها چسبیده و دو نوع آن مشهور است یکی لامینر قندی که بشکل برگی چین خورده و بطول چن
طرکونهلغتنامه دهخداطرکونه . [ طَرْ رَ ن َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس . (منتهی الارب ). یاقوت آرد: شهری است به اندلس متصل به اعمال طرطوشه و آن میان طرطوشه و برشلونه واقع است و میان
کلیدلغتنامه دهخداکلید. [ ک ِ ] (ازیونانی ، اِ) مأخوذ از یونانی آنچه که بدان قفل بگشایند. (غیاث ). ترجمه ٔ مفتاح و اقلید معرب آن و اغلب که معرب اقلی باشد که بالکسر لغت یونانی اس