پرتابگرلغتنامه دهخداپرتابگر. [ پ ِ گ َ ] (اِخ ) یکی از راجه نشین های هندوستان است به مساحت 3781 هزارگزمربع و با 800000 تن جمعیت و پایتخت آن نیز بهمین نام است و 12755 تن سکنه دارد و
ترابر قائمساز پرتابگرtransporter erector launcherواژههای مصوب فرهنگستانوسیلة ترابری موشک که قادر به حمل و عمودسازی برای شلیک و پرتاب یک یا دو یا چند موشک است اختـ . تَقاپ TEL
موشک دوشپرتابshoulder-launched missileواژههای مصوب فرهنگستانموشکی که برای هدفگیری و شلیک، پرتابگر آن را روی شانه قرار میدهند
مهاجم قدرتیpower forwardواژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، بازیکن گوش قوی و پرتابگری که میتواند نقش بازیکن میانی را بازی کند
سکوی پرتابlaunch padواژههای مصوب فرهنگستانمنطقهای صاف و سخت، معمولاً سیمانی، که پرتابگر موشک بر روی آن قرار دارد
سلاحهای گیرکردهhung weaponsواژههای مصوب فرهنگستانسلاحهایی که خلبان سعی در رهاسازی یا پرتاب آنها دارد، ولی به علت نقص فنی سلاح یا محفظه یا پرتابگر یا سامانۀ مهار و رهاسازی پرتاب نمیشوند