943 مدخل
خوشبو
پرچینوشکن، پرچین، پرشکن، پرگره، فردار ≠ کمتاب
۱. تیررس ۲. افکندن، افکنش ۳. پرش، سیر
cast, ejection, fling, flip, pitch, peg, projection, shot, sling, throw
inflection
catapult
پرتاب بالش
پرتاب کننده ها، پرتاب کننده، حمله کننده، وسیله پرتاب
پرتاب چوب
پرتاب کننده برف
پرتاب کردن