پربرگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گیاهی که برگ بسیار دارد؛ بسیاربرگ.۲. [قدیمی] کسی که سازوسامان و توشۀ بسیار دارد.
پربرباروشلغتنامه دهخداپربرباروش . [ پ َ ب َ ] (اِ) فلک . (مؤیدالفضلا از شعوری ). و رجوع به پربرناوش شود.
پربرگلغتنامه دهخداپربرگ . [ پ ُ ب َ ] (ص مرکب ) (درخت ...) وَریق .وَریقه . بسیاربرگ . || بسیار رخت و کالا.