پدالفرهنگ انتشارات معین(پِ) [ فر. ] ( اِ.) ابزاری در ماشین ها و دستگاه های دیگر که زیر پا قرار دارد، رکاب .
پدالفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پایی؛ مربوط به پا.۲. رکاب.۳. اهرم کنترلکننده در اتومبیل و بعضی دستگاهها که زیر پا قرار میگیرد.۴. (موسیقی) وسیلهای پایی در سازهایی مانند پیانو، هارپ، و ام
دریچهلغتنامه دهخدادریچه . [ دَ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) درچه . صاحب غیاث اللغات گوید: به معنی در کوچک و همین شهرت دارد، مگر در زیاده بودن یای تحتانی تأمل است لیکن اکثر استادان دریچ
تخته گازفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ فا - فر. ] (ق .) 1 - با فشار آخرین حد پدال گاز به طوری که وسیلة نقلیه بسیار تند حرکت کند. 2 - (عا.) بسیار تند و سریع .
تنظیمگر الکترونیکی دریچة گازelectronic throttle control, ETC, ETC systemواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سامانة تنظیم دریچة گاز که در آن بهجای سیم گاز از نشانک الکترونیکی ارسالشده از پدال گاز و یک عملگر الکترومکانیکی استفاده میشود