62 مدخل
مستهجن
مادر شدن، مادری کردن، پروردن
سرزمین مادری، میهن، موطن، مادر میهن
مادر هابارد
خرد شده، گفتن، دهنه زدن، در دهان گذاشتن، فرمودن، ادا و اصول در اوردن
مادربزرگ